خوبین؟
داشتم وبو مرور می کردم یه چیزی دیدم شاخ در آوردم...
امروز اولین سالگرد تولد وبلاگه![]()
پارسال همین روز این وبلاگ افتتاح شد...من و مهدی اس اسی اتتاحش کردیم...وبلاگ فعالی بود ولی از دوران سروع مدرسه ها به بعد شدیدا راکد شد بخصوص وقتی که مهدی بای نت داد.
ولی باز جای شکرش باقیه که وب پا بر جا موند.
حالا همه با هم بخونین:
تولد تولد تولدت مبارک...مبارک مبارک...تولدت مبارک
بیا شمعا فوت کن که ۱۰۰ سال زنده باشی...
اشک شادی شمعو نگاه کن..که واست می چکه چیکه چیکه![]()
کام همه رو بیا شیرین کن ببر کیکو بازم تیکه تیکه

تولد وبلاگمون مبارکککککککککککک

بفرما کیک....![]()
![]()

یه کیک دیگه...![]()

اینم کادوی تولد![]()

وای چه کادو هایی...برم درشونو باز کنم ببینم توشون چیه؟من که دوست دارم کلید یه ویلای سوپر دو لوکس تو منچستر باشه...![]()

اینم به افتخار شما...
دیگه بسه...بای بای
یه سلام گرم و چاق و چله و تپل مپل به آبی دلای گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش(بی مزه!!!
)
برو بچ دیدید چی شد؟ دیدید اس اسمون بالاخره تو جام حذفی حقشو گرفت؟دیدید؟
وای من که ۳۰ دقیقه وقت اضافه رو بیرون بودم...از رادیو گوش می دادم و وسط خیابون عربده می کشیدم ...انگشت نمای مردم شده بودم...
ولی به جشن قهرمانی رسیدم...بچه ها وحیدمو دیدین چه خوشحال بود؟من اگرم خوشحال نبودم (که خیلیم بودم) از خوشحالی اون خوشحال شدم...
ولی چیزی کع خوب بود این بود که برهانی بالاخره رضایت داد تو این بازی آخر گل بزنه
...
و یه تسلیت همینجا می گم به مجتبی جباری گل خودمون که اگر چه این دو سال خیلی هوادارا رو اذیت کرد ولی بازم تو قلب همه جا داره...ایشالله خاک اون مرحوم بقای عمر مجتبی باشه...![]()
دیگه حوصله ندارم یشالله بعدا عکس می ذارم براتون.
بای بای
ویرایش:
حتما به این وبلاگ برید:
سلام سلام ۱۰۰ تا سلام
آها آها.......................باز اومدم............ببین............من اومدم...(۰۱۱۱![]()
![]()
)
آقایون و خانومها از زدن من خودداری کنید که بی تقصیرم...می خواستم ۷ اردیبهشت که روز تولدم بود آپ کنم که قطع ناگهانی تلفنمون نذاشت و من موندم ویلون و سرگردون...ولی حالا که روز تولد وحیدمه دارم آپ می کنم...
آره...همون مردی که توی لیگ های گذشه ترکوند...همون که توی ۳ بازی آخر جام حذفی یه تنه استقلال رو برنده کرد....همونی که خیلی با اخلاق و مرده...همون که این همه استقلالی و غیر استقلالی براش می میرن...همون که اگه نباشه اس اس یه چیزی کم داره...همون شیر دلاور
وحید جونم تولدت مبارک...خیلی آقایی به قرآن............خیلی دوستت داریم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۲۷ شاخه گل به مناسبت شروع بیست و هفتمین سال زندگیت...
با ۷ تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با ۱۰۰ تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار کوچک
فقط می خواد بهت گه وحید جونم تولدت مبارک
یا علی
آقا سلام
خوبید؟
بچه ها دیدید چی شد؟معلومه که ندیدید.............وای بچه ها بالاخره یوسف گمگشته باز اومد به کنعان...بالاخره کلبه احزان شد گلستان.........
احتمالا فهمدیدید چی شده.........بله...عکسای پریده این حقیر دوباره فرود اومدن در سیستم...وای خدا دارم پرواز می کنم...پریروز فهمیدم پدر گرامی با تلاش های شبانه روزی برشون گردونده...الهی من قربونش برم........![]()
![]()
دستش درد نکنه...........
به همین مناسبت شازده طناز تا ۲ ماه عید اعلام کرده...![]()
از آبجی مهلای گلمم به خاطر عکس هایی که به امیلم فرستاد ممنونم![]()
من ۷ اردیبهشت بازم آپ می کنم و اون موقع جواب همه سوالاتون رو می گیرین.........
فعلا بای...یا علی
اول سلام
دوم حالتون چطوره؟
سوم سال نوتون مبارک.![]()
چهارم سال خوبی داشته باشید...![]()
پنجم:
همه شما لیست یم ملی رو دیدید...توی اون لیست جای یه نفر خالی بود... آره داداش وحید ما اسمش تو اون لیست نبود...
با خیلیا صحبت کردم اکثرا یه چیز گفتن: چون وحید پنالتی شو گرفته وحیدو دعوت نکرده.......![]()
من از شما یه سوال دارم: عملکرد وحید این فصل چطور بود؟ غیر از افتضاح؟ یادتون رفته کلی رو که از مس خورد؟یا گلی از برق شیراز تو بازی رفت به زیبایی تمام خورد؟
چطور دلتون میاد به دایی همچین حرفی بزنین؟خودتون بودین دور از مسائل تعصبی وحیدو اصلا نگاه می کردین؟
نتیجه گیری کلی:
هر مربی برای خوش ارکانی داره که بازیکنا رو بر حسب اونا انتخاب می کنه! شاید وحید اون ارکان رو نداشته...بنابراین به جای غصه خوردن و فحش دادن بهتره برید مستونو بسابید...![]()
در ضمن با من طرفید اگه به دایی از گل نازکتر بگید...........![]()
![]()
بای بای

خوبید؟
منم بدک نیستم.بالاخره استقلال یه برد نسبتا دلچست به دست آورد.
توپی هم به سمت دروازه اس اس به اون صورت نیومد که وحیدو محک بزنیم ولی در کل خوب بود روی اون گلم بیشتر خط دفاع مقصر بود تا وحید.......البته از اینم نگذریم که داش امیر حسین صادقی ۳ کارته بود و بازی نکرد.........(هر چند خیلیا بهش می گن اتوبان شهید صادقی)
بدی این بازی این بود که ۲ تا گل ردیم و ۲۰ تا گل نزدیم......ولی بازم برای شروع خوب بود.ایشالله که برد های بیشتر تیممونو ببینیم. راستی یه ضرب المثل هست که توش خواب و شتر و پنبه داره من یادم رفته اگه شما یادتونه به لنگیا بگید آخه از الان زر زر برای دربی رو شروع کردن.
بابای
با اینکه رفته...اما هن زم
از داغ عشقش...دارم می سوزم
غکر و خیالش...همش باهامه
هر جا که می رم...جلو چشامه
دلم می خواد تا...دووم بیارم
رو درد دوریش...مرحم بذارم
اما نمی شه...راهی ندارم
نمی تونم من...طاقت بیارم
سلام
خوبی؟
منم بد نیستم...یکی دو روزه شانس برگشتن عکسام بیشتر شده.اگه برگردن که دیگه نور علی نور...
پس جون اون کسی که دوست دارین برام دعا کنید...
سلام خوبید؟
خوب خدا رو شکر...ولی من خوب نیستم.
چرا؟ الان براتون می گم...
شده ا حالا فکر کنید تمام زحمتاتون یه شبه به باد رفته؟یا کمتر از یه شب...ظرف یک ساعت...
یه ماه پیش همین موقعا بود که این احساسو با تمام وجود مزه مزه کردم...
خاله ام کامپیوترش وضع افتضاحی داشت و به همین خاطر داد به ما تا علیرضا (داداشم) درستش کنه. اونم چون با اون راحت نبود هارد اونا رو گذاشت تو کیس خودمون و این سر آغاز بد بختیمون بود.
بالاخره بعد از دو هفته وضع سیستم خودمونم رو به راه شد.هیچ وقت یادم نمی ره که مث یه تشنه ای بودم که بالاخره به آب رسیده...اونم بعد از کلی سراب دیدن...
تا می تونستم تو اینترنت بودم ولی امان از بعد از ظهرش...دوباره این علیرضا نشست پشت کامپیوتر و نمی دونم چه کرمی ریخت که دوباره مجبود شد از نو ویندوز بریزه. فرداشم گفت ویندور درست نصب نشده.منم امتحان دادم و اومدم خونه. نشستم پای کامپیوتر و...
وای اعصابم خورد شد چرا سرعتش انقدر پایینه؟
ای داد بیداد چرا F دیسکو نمی شناسه.شب که شد فهمیدم چه بلایی به سر من و این سیستم مادر مرده اومده.
وااااااااااااااااااااااای...۶۲۰ تا عکس که ۵۰۰ تاش فوتبالی بوده...یه عالمه فایل ورد و موزیک که با حروم کردن کارت اینترنتو ر چی تحقیق واسه مدرسه جمع کرده بودم و نگه داشته بودم شاید یع جا دیگه به دردم بخوره که در نوع خودشون بهترین تحقیق ها مدرسه بود و به اداره هم خیلیاشو فرستاده بودن...هیچ کدوم نبدن.
کاش خونه کا بودی و می دیدین که مامانم به من می گفت جون هی کی دوست داری گریه کن...ولی من آروم بودم...داشتم از زور غصه خفه می شدم ولی ختی یه قطره اشکم نریختم.
خیلی تلاش برای ریکاوری کردنشون کردم ولی اگه یه دونشم (عکسا) بر می گشت انقدر دلم نمی شوخت.
من اون عکسا رو با خون دل جمع کردم...
یادمه تا دو ماه هر چی تو اینترنت گشتم جمعا از وحید دو تا عکس داشتم و کم کم ون دو تا عکس شدن ۱۰۸ تا... اینا همه عکسای وحیدن....
عکسای فوتبالیه من همدم بی کسی هام بودن...وقتی دلم می گرفت و وقتی عصبانی بودم همشونو نگاه می کردم که دیگه فکر نکنم.هر یه عکس تازه ای که روی صفحه می اومد یه تیکه از ناراحتی هامو پتک می کرد...ولی حالا چی؟ حالا بد بختیای خودم کم بود اینم بهشون اضافه شد.
آخر کارم یه شعر می ذارم که متنش کاملا نسبت به من بی ربطه ولی غمش همون غم منه:
یه طاقه پارچه مشکی...یه آگهیه ترحیم...یه دسته گل روی دری همیشه بسته...
یه قاب عکس رو دیوار...ساعت همیشه خابیده...کلدون و پنجره ام که دل شکسته...
یه مرد(دختر) بی هویت...یه نامه ی وصیت...یه حلقه توی دست مرد خسته...
رفتی و جات خالی شد تو خونه ام...آتیشو باز کشیدی به جونم
می دونم که حرفای قشنگت...چیزی نیست جز اشکی رو گونه ام
آخ بازم داغت کوبید تو سینه...یاد تو چقد ب دل نشینه
خدایا کاری کم از بهشتت...بتونه اشکامو ببینه
یه عشق نیمه کاره...اشکای باز دوباره
یه قبر بی ستاره میون یه شمع
یه سینی خرما از سنگ...یه آدم غریبه
سرده ولی می سوزه...باز توی تنگ
جای لباش رو لبهاش...رفت و نشست سر جاش
زد زیر گریه با یک بوسه از لب
رفتی جایی که کسی ندیده...زندگی دنیا همش فریبه
شکوه از بیراهه های غربت...می دونم اینجا هم غریبه
یادته واست جون می سپردم...الکی تو آغوشت می مردم
ولی تو فقط بک دفعه مردی...که بگی دیگه بازی رو بردم
رفتی و جات خالی شد تو خونه ام...آتیشو باز کشیدی به جونم
می دونم که حرفای قشنگت...چیزی نیست جز اشکی رو گونه ام
آخ بازم داغت کوبید تو سینه...یاد تو چقد ب دل نشینه
خدایا کاری کم از بهشتت...بتونه اشکامو ببینه
در آخر از همه خواهش می کنم که اگه عکسی از وحید دارن از منم دریغ نکنن... یا تو وب خدشون بذارن یا اینکه برای میل کنن:
بای![]()
|
اعضای هیئت مدیره باشگاه استقلال در پایان جلسه اضطراری شب گذشته خود ناصر حجازی را تا پایان نیم فصل در سمت خود ابقا کردند. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، پس از شکست عصر دیروز تیم فوتبال استقلال برابر پیکان که چهارمین شکست این تیم در فصل جاری رقابتهای لیگ برتر محسوب می شود، اعضای هیئت مدیره باشگاه استقلال در جلسه ای اضطراری که شب گذشته در دفتر علی فتح الله زاده برگزار شد، به بحث و تبادل نظر پیرامون ایجاد تغییرات در کادر فنی این تیم پرداختند. در پایان این جلسه که تا نیمه های شب نیز ادامه داشت اعضای هیئت مدیره ناصر حجازی را تا پایان نیم فصل اول لیگ برتر به عنوان سرمربی تیم فوتبال استقلال ابقا کردند. قبل از تشکیل این جلسه اخباری در مورد احتمال برکناری حجازی مطرح شده بود که با وجود موافقت چند عضو هیئت مدیره با این اتفاق ، اعضا در نهایت با ابقای وی تا پایان نیم فصل موافقت کردند. طناز: واقعا که...من جای هیئت مدیره بودم طرفو با تیپا بیرون می نداختم. |
سلام.
برو بچ گل...خوبید؟خوشید سلامتید؟
بگم براتون از داربی که لنگی ها از مساوی ای که گرفتن جشن گرفتن.آخه حقشون باخت بود.خودشونم خوب می دونن.یه گل که فرهاد نزد...یکی که آرش نزد...یکی هم که ضربه سر امیر حسین رفا هوا.
البته لنگیا یه چیزای خوبی هم داشتن اونم اینکه یه صحنه کریم باقری نزدیک بود وحید و توپ رو با هم بفرسته تو دروازه.
امروز داشتم با داداشم(لنگی) دوست داداشم(تاجی) اون یکی دوست داداشم(لنگی) کل کل می کردیم. آخرشم بی نتیجه تموم و اصلا هدف از کل کل مشخص نگردید.![]()
در مورد بازی امروز استقلال اگه نبره ناصر باید بره بمیره.البته با برو بچ دلسوز تاجی مشکل رو پیدا کردیم. علت اینه که جنس خوب به طرف نمی رسونن.از اتین تریاکای پلاستیکیه هر چی هست.
به امید پیروزی در بازی امروز.
بای-طناز